Monday، February 02، 2009

دنیای وارونه خبرسازی

Saturday، January 10، 2009 (تاریخ نشر)
چند روز است که در تعداد زیادی از نوشته ها در مورد سقط جنین در بامیان خواندم به تکرار، راوی دست اول ماجرا در وبلاگ زندگی در بامیان در یادداشتی نوشته است که مادری با تیغ جنین نامشروع دخترش را سقط کرده است. وب سایت بی بی سی و نسیم فکرت هم با آب و تاب آن را نقل و تحلیل کرده اند. این ماجرا تلخ است اما تعجب من سرو صدای زیادی است که پیرامون آن برپا کرده اند و هر کس به بهانه یی!

اگر فرض کنیم کل ماجرا حقیقت داشته باشد، تا جایی که من از زندگی این مردم می دانم خیلی از خانواده ها در این گونه موارد تمام تلاش خود را به کار می بندند که دخترشان بد نام نشود و آینده اش حفظ گردد.

به خبر توجه کنید که برادر هم به مادر کمک کرده است، در دیگر ولایت ها، برادر اولین کسی است که خواهر را خواهد کشت. دوست روشنفکر وبلاگ نویس ما با گزارش یک ماجرای محرمانه نه تنها به آن دختر بی گناه و خانواده اش کمکی نکرده بلکه با دلسوزی روشنفکرانه خود برای همیشه ننگ تجاوز پیش از عروسی را بر دختری مانده است که به گمان من گناهی نابخشودنی است که رازی تا این حد مهم را در جامعه سنتی، علنی بسازی و آینده یک انسان را تباه کنی!

اگر این سرو صدا برای آن است که مانند سارا پلین که بارداری دخترش و تصمصم پرورش نوزاد ناخواسته را با افتخار اعلام کرد، تابوی سقط جنین پیش از عروسی در افغانستان شکسته شود به گمانم این کار گرچه لازم است اما اولویت نخست مبارزه برای حقوق زن نمی تواند باشد.

اگر این سرو صدا برای آن است که چرا خانواده های بامیانی، سکس پیش از عروسی دختر را نمی پذیرند، درک این امر تا حدی طبیعی است که جای پرسش ندارد.

اگر این سرو صدا برای آن است که چرا یک دختر باردار را پیش داکتر نبرده اند، درک این امر آسان است، یک مادر خواسته است دختر بی گناهش را از دام بی آبرویی که ناخواسته بر او تحمیل شده است برهاند و هر کس می داند که در ولایت های افغانستان این کار پنهانی چقدر ناممکن یا دشوار است، او خود با تیغ، دخترش را جراحی کرده، اما این کارش از روی مهر مادرانه به آینده دخترش بوده و برای عذاب و شکنجه دخترش این کار را نکرده است. من نیز تعجب می کنم که این مادر چرا این ریسک کلان را که به احتمال زیاد باعث مرگ دخترش می شده را خود انجام داده و چرا از یک داکتر کمک نخواسته است. شاید برای او ممکن نبوده و از بیم افشای آن، خود دست به کار شده است.

بامیان از نظر اجتماعی باز ترین ولایت افغانستان است، والی آن، داکتر حبیبه سرابی، یک خانم است در حالی که در دیگر ولایت ها، والی زن ناممکن یا دشوار خواهد بود. خانواده های بامیانی از تحصیل دخترشان بیش از هر ولایت دیگری در افغانستان استقبال می کنند، زنان در فعالیت های اجتماعی سهم فعال دارند، به مسجد می روند، حتی سخنرانی می کنند و خیلی کم روی شان را می پوشانند.

بامیان شهری غریب و بی نصیب مانده از کمک های سخاوتمندانه غرب است اما تنها مزیت آن این است که امن ترین ولایت افغانستان است و حتی یک بوته کوکنار کشت نمی شود. جامعه بازتر آن پذیرای نوآوری و زندگی مدرن است و بیش از هر ولایتی در افغانستان می توان ایده های نو را در آنجا عملی نمود، این گونه خبر سازی از یک ماجرای خصوصی چهره بامیان را به صورت غیر واقعی خدشه دار می سازد و آیا این یک کار برنامه ریزی شده است یا نه، کسی نمی داند. اما بامیان واقعی را نشان نمی دهد.

افغان های که خبر برای رسانه های غربی تهیه می کنند می توانند این گونه خبرها را زیاد آب و تاب بدهند، برای این که در رسانه های غربی بازتاب گسترده می یابد اما حقیقت این است که اگر جنبش زنان با تکیه صرف بر احساسات و بدون درک عمیق اجتماعی حول این گونه سروصداها شکل بگیرد و بیش تر دامن زده شود، از میان مردم بیشتر رانده می شود

0 نقد و نظر خوانندگان:

ارسال يک نظر