Monday، February 02، 2009

سیاست خارجی اوباما؛ پایان نومحافظه کاری

این گفتار، در پاسخ به این پرسش است که اوباما کدام ایده های سیاست خارجی بوش را ادامه خواهد داد و در کدام ها تغییر می آورد؟ با تیمی که تا اکنون اوباما برگزیده است، و با ایده هایی که گفته نشان از یک چرخش پارادایمی اما به آهستگی و گام به گام را نشان می دهد، تعدادی از تحلیل گران نیز به این عقیده هستند، کریستین بروس که چار سال رییس مشاورت پالیسی ونویسنده سخنرانی های کاندولیزا رایس بوده است و به گفته خودش بیش از 150,000 کلمه را با دقت انتخاب کرده است در مقاله یی در مجله فارین پالیسی با عنوان the making of George W. Obama استدلال می کند که اوباما راه اداره بوش در سیاست خارجی در دوره دوم که به تعبیر او "بین المللی گرایی پراگماتیست" internationalism pragmatist بود را رییس جمهور جدید کماکان ادامه خواهد داد.

به نظر بروس اوباما مذاکرات هسته یی با کرده شمالی را ادامه خواهد داد از جایی که بوش رسانده بود، با ایران از تازیانه سخت تر و هویج خوشمزه تر کار خواهد گرفت. همچنین اوباما درس های فرا گرفته از عراق را در افغانستان عملی خواهد کرد. از لبنان مستقل، مسوولیت پذیری سوریه و همکاری های امنیتی را با کشورهای سنی عرب که از ایران و القاعده تنفر دارند را ادامه خواهد داد. ابه نظر بروس، اوباما طرح بوش به نام freedom agenda را چنان که مشاورانش dignity agenda گفته اند با قوت بیشتر ادامه خواهد داد و با رویکرد واقعیت گرانه تر به دنبال جلب همکاری های بیشتر قدرت های روبه رشد به ویژه در آسیا مانند چین، هند، جاپان در مسایل بین المللی خواهد بود. هر کدام از این کشورها به ویژه در آسیا می خواهند شریک امریکا انتخاب گردند در چالش هایی که تنها به کمک امریکا قابل حل است و اوباما سیاست بوش در این زمینه باید تعقیب کند.

از طرف دیگر، انتخاب اوباما به معنای پایان ترک تازی های نومحافظه کاران امریکایی در سیاست بین المللی است. اوباما به نومحافظه کاران روی خوش نشان نداده است. بسیاری از نومحافظه کاران مانند چهره آکادمیک شان برنارد لوییس اسلام شناس یرجسته، یهودی هستند، گرچه پیشینه فلسفی آن به فیلسوف آلمانی تبار لئو اشتراوس، استاد فلسفه سیاسی در دهه های 1950 و 60 در دانشگاه شیکاگو می رسد اما شاگردان او در 1980 در حلقه های اکادمیک رشد کردند و در دوره ریگان به رده های بالای قدرت نفوذ نمودند، رامسفلد و دیک چینی متحد نومحافظه کاران در دوره بوش- رییس جمهور کم تجربه در سیاست خارجی- بودند، آنان پست های کلیدی را در دست گرفتند، بوش را به حمله به عراق واداشتند، و در بوسنی کوزو دخالت نظامی کردند. حمله پیش دستانه، برتری کامل، تغییر رژیم با توجه به ماهیت سیاسی و تبدیل دیکتاتوری به دموکراسی بر اساس "اهداف اخلاقی" از اصول استراتیژی نو محافظه کاران بود.
نومحافظه کاری با سیاست میتنی بر پیش فرض های تقسیم بندی به خیر و شر، مسلمان لیبرال و بنیادگرا، سیاست دوگانه در مورد اسراییل و فلسطینی ها، یک جانبه گرایی بنا به ایده "دوره تک قطبی" unipolar moment، تحمیل دموکراسی و ارزش های امریکایی با توسل به نیروی نظامی، ذهنیت مذهبی قایل به یک ماموریت الهی مسیحی در جهان اسلام، بیش از پیش در جهان اسلام بی اعتمادی و نفرت تولید کردند، نتیجه سیاست نومحافظه کاران تنها خیزش بنیادگراترین نیروها در جهان اسلام شد که با قدرت نظامی قابل سرکوب نبود. فرانسیس فوکویاما که اکنون راه خود را از نومحافظه کاران جدا کرده است می گوید: در کوتاه مدت دموکراسی غربی راه حلی برای مشکل تروریسم ارایه نمی دهد، او اذعان می دارد که کینه توزی ضد امریکایی جهان عرب ناشی از حمایت یک جانبه از اسراییل است که کار تروریست ها را آسان کرده است. نومحافظه کاری جریان ضد امریکایی anti-Americanism را به حداکثر رساند و چهره امریکا را در سطح جهانی منفی تر ساخت.

با آنهم، جاناتان کلارک نویسنده کتابی به عنوان "امریکای تنها: نومحافظه کاری و نظم جهانی" معتقد است که اوباما با روی گرداندن از نومحافظه کاری در سیاست خارجی امریکا دو تغییر عمده را ایجاد خواهد کرد: یکی ایده نو محافظه کاران که دخالت نظامی به خاطر اهداف بشر دوستانه humanitarian intervention گفته می شد و دیگر این که اوباما در برابر ایران برنامه خاصی ندارد و اولویت اوباما دیپلوماسی خواهد بود.

امریکا در گام نخست می خواهد بیش از 20 هزار عسکر جدید به افغانستان بفرستد، افزایش نیروهای امریکایی و افزایش عملیات نظامی که کشته های غیر نظامی بیشتر را به دنبال داشته باشد باز از عوامل اصلی ناراضی کننده است، یک نظر سنجی در سال 2008 نشان داده است که 40 درصد از افغان هایی که نوعی سمپاتی با طالبان نشان داده اندکسانی بودند که از کشته شدن مردم ملکی متاثر بودند. افغانستان باید رویکردهای عملی تر را به اداره اوباما پیشنهاد کند، افغانستان باید از اوباما بخواهد که نیروهای امریکایی در امتداد سرحد با پاکستان و ولایت های نامن مانند هلمند متمرکز شوند و در این صورت حتی حمله های گاه و بیگاه به طالبان در آن سوی سرحد نیز به پناهگاهای آنان آسیب می رساند و طالبان را از حالت تهاجمی خارج می سازد.

بنا به گزارش دفتر بررسی های حکومتGAO در اپریل 2008 به کنگره به عنوان "لزوم اتخاذ استراتیژی همه جانبه امریکا نسبت به مناطق قبایلی" آمده است که در سال های 2002-2007 امریکا بیش از 10.5 بیلیون دالر به پاکستان داده است که 5.8 آن خاص برای مناطق قبایلی بوده و از این مقدار 96 درصد در امور نظامی و نقل و انتقال حدود 120 هزار اردوی پاکستانی و 1 درصد صرف امور انکشافی و 3 درصد هم صرف امنیت و کنترول مرزی با افغانستان شده است. با آنهم، در گزارش بنا به اسناد سفارت امریکا و برآورد امنیتی امریکا القاعده در آن مناطق در حدی باز تجهیز شده که توانایی عملیات مشابه 9/11 را بدست آورده است. در این گزارش، منظور از اتخاذ استراتیژی همه جانبه امریکا در مناطق قبایلی، همراه با مبارزه نظامی، توسعه اقتصادی، سیاسی و ارتقای نهادهای امنیتی توصیه شده است.

مناطق قبایلی دور از دسترس امریکاست و انجوها و موسسات انکشافی نظیر یو اس اید نمی توانند در آنجا فعالیت نمایند و بنابراین اردوی پاکستان تنها نهادی است که امریکا می تواند از طیق آن در مناطق قبایلی پول خرج کند و این آرزوی اردوی پاکستان است. برنامه های توسعه و رفاه مردم دو سوی دیورند، گرچه می تواند به بهبود اوضاع یاری رساند اما در برابر تروریستان بین المللی و آی اس آی و اندیشه تربیت بنیادگرایان نتیجه مثبت فوری نخواهد داد.

آن چه جنگ با تروریزم خوانده می شود تبدیل به تجارت کلان بین المللی شده است. بنا به گزارشی دیگر به عنوان "هزینه جنگ با تروریزم در عراق و افغانستان و سطح جهانی پس از 11/9" کنگره مجوز مصرف 864 بیلیون دالر هزینه را به اداره بوش داده است که از این مقدار: 657 بیلیون یا 76% در عراق، 173 بیلیون یا 20% در افغانستان و 28 بیلیون یا 3% هم به مصرف ارتقای امنیت داخلی امریکا و نمایندگی های خارجی شده است. بنا به گزارش 98% این پول از طریق وزارت دفاع امریکا خرج شده است. برای کشوری مثل پاکستان در مقایسه با آنچه امریکا در دوره جهاد به پاکستان کمک کرد، منافع وسوسه انگیز برای پاکستانی هاست که نمی توانند از آن چشم بپوشند.

به نظر می رسد که اوباما برای مقابله با بحران اقتصادی، هر چه سریع تر بخواهد از این گونه تخصیص های کلان مالی بکاهد، اوباما با توجه به محبوبیت و کاریزمای شخصی خود و خوشبینی نسبت به او به ویژه در جهان اسلام می خواهد بیشترین تکیه بر دیپلوماسی کند که ارزان ترین ابزار قدرت نیز هست و یک راه میانبر، گفتگو با بازیگران واسطه مانند پاکستان در مورد افغانستان و ایران برای ایفای نقش سازنده تر در افغانستان، عراق و صلح شرق میانه دارد، آیا باز امریکا افغانستان را از چشم تنگ و تشنه همسایگانش خواهد دید؟
اردو، پلیس و نیروهای امنیتی حتی زمانی که کامل تجهیز شده باشد، تنها امنیت در شرایط عادی را تامین می توانند، حکومت قانون و سرکوبی کامل مخالفان با مشارکت خود مردم عملی می گردد، ایده یی که جنرال پتریوس در عراق از آن استفاده کرد و بسیار موفق بود، در واقع ایده ساده یی است و قابل درک است اما در افغانستان فقط جنبه های منفی آن برجسته شده است.

در عراق، فقط در شهر بغداد ۵۴ هزار نفر از نیروهای شوراهای بیداری عراق که "مجالس صحوات" نامیده می شوند وجود دارند (در دیگر شهرها، از جمله انبار نیز به حدود 50 هزار تن می رسند.)که قراردادهای شش ماهه با طرف امریکایی دارند و برای هرماه هر نفر ۳۰۰ دلار حقوق دریافت می‌کنند. امریکا در حال واگذاری مسوولیت شوراهای بیداری به دولت عراق است، دولت مالکی تصمیم گرفته است تا 20 درصد این شوراها را در ارتش و نیروهای امنیتی عراق به تدریج و پس از گزینش جذب کند.

در ایده جنرال پتریوس هم حقیقتی نهفته است و آن این که در تاریخ، کشورهایی که هنگامه های انقلاب و دولت- ملت سازی را با موفقیت گذرانده اند، از نوعی مشارکت جدی و بسیج مردمی را با خود داشته اند، در انقلاب 1979 ایران، در انقلاب 1789 فرانسه، در انقلاب کمونیستی چین، در انقلاب 1917 روسیه و در سایر زمانه های دولت –ملت سازی نوعی ایدئولوژی انسجام دهنده و بسیج مردمی استفاده شده است.

نظر سنجی سراسری بنیاد آسیایی در سال 2008 نشان می دهد که 89 درصد از افغان ها از اردوی ملی حمایت می کنند و تنها 8% از پرسش شوندگان گفته اند که نمونه یی از رشوت را به پلیس داده اند در حالی که در نظر سنجی سال 2006، 17% شاهد این گونه فساد بوده اند. مردم افغانستان می خواهند در امنیت ده، شهر و ولایت خود سهم بگیرند اما نمی دانند چگونه؟ دولت تنها مکانیسم های رسمی مانند پیوستن به اردوی ملی یا همکاری با پلیس و نیروهای امنیتی را از مردم می خواهد که به هیچ وجه کافی نیست و نمی توانیم آن را مشارکت مردمی در امنیت بدانیم. اردو، پلیس و امنیت تابع ساختارهای یک سامان حرفه یی است و چیزی به نام بسیح مردمی برای این نهادها امری نامانوس و ناشناخته است و البته به موثریت آن اعتقاد هم ندارند.

در جامعه افغانی کسی فرمان می راند که پول و اسلحه دارد. از طرف دیگر بنا به تجربه تاریخی، افغان ها با داشتن سلاح سبک از آزادی، شرف خود در برابر تجاوز بیگانگان دفاع کرده اند و هیچ گاهی داشتن این سلاح ها به جنگسالاری نینجامده و به امنیت عامه آسیب نرسانده است، در امریکا، چند صد ملیون اسلحه در اختیار مردم عادی امریکاست و این در قانون اساسی شان نیز تایید شده و ضامن حفظ آزادی امریکایی است. اکنون در افغانستان مردم و نهادهای مردمی نه پول دارند و نه اسلحه، طالبان، دزدان و شورشیان هم پول دارند و هم اسلحه و طبیعی ست که نباید انتظار جامعه امن را داشت.


Christian Brose, The Making of George W. Obama, Foreign Policy magazine, Jan. & Feb. 2009
. Gary North, an Introduction to Neo-conservatism,
. شکاف میان نومحافظه کاران امریکایی، لوموند دیپلوماتیک، سپتامبر 2006
. Rupert Cornwell, The Big Question: What is neo-conservatism, and how influential is it today? BBC, 12 Sep. 2006
. Viewpoint: The end of the neo-cons?, BBCnews.com
. “Public Opinion Trends and Strategic Implications by Charney Association, Slide 20” in:
Seth G. Jones, Afghanistan’s Growing Security Challenge, published by Asia Foundation, 2008, Kabul
. 2007 National Intelligence Estimate (NIE)
. COMBATING TERRORISM: The United States Lacks Comprehensive Plan to Destroy the Terrorist Threat and Close the Safe Haven in Pakistan’s Federally Administered Tribal Areas, Report to Congressional Requesters, United States Government Accountability Office (GAO), April 2008
. Congressional Research Service, The Cost of Iraq, Afghanistan, and Other Global War on Terror Operations Since 9/1, Updated October 15, 2008
. 2008 Asia Foundation’s Survey, Kabul

2 نقد و نظر خوانندگان:

  1. سلام یاسین جان
    مقاله ات را خواندم خوب بود.اما در مورد خوش بینی به عملکرد اردوی ملی در مبارزه با دهشت افکنی کمی جای تردید است.
    موفق باشید- رحیمی

    پاسخحذف
  2. مقاله خوبي بود استفاده بردم

    پاسخحذف